چرک نویس هایم برای مفرد مذکر غایبم...

برو ادامه ی مطلب عشقم... 

Avazak_ir-Beauty6


:ادامه مطلب:
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۱ساعت 22:45 توسط بانو|

دلم شکست... 

من آدمی نیستم که کسی رو نفرین کنم یا بد وبیراه بگم. 

اما اینبار دلم واقعا شکست نترس نفرینت نکردم.اما خیلی شکستم...

نمی دونم چطوری تانگو دختر داییت و خودت برا من میفته...پی ام های دختر داییتو وقتی تو تانگو میبینم.اعصابم خراب میشه.آخه تو چرا به اونجا سر میزنی که اون بنویسه پسر عمه ام جزو ادلیستامه رعایت کنید.هرچند به من ربطی نداره اما یاد 3 سالی که با هم بودیم و حرفایی که بهم میگفتی میفتم.داغون میشم.اون از عکسایی که میزاره و مطالبش و ... الکی مثلا زدین تو فاز روشن فکری...هه...همین روشن فکری هاتون زندگی هممون رو داره داغون میکنه... گاهی با خودم میگم نمیگذرم ازت...چون 4 سال زندگی من به خاطر تو... 

 

 

یواش یواش داشتم بابا مو راضی میکردم که نظرشو در مورد تو عوض کنه اما انگار شدنی نیست.چون زندگی که با شک و تردید شروع بشه فاتحه ی آخرش خوندست...  

خدایااا من چیکار کنم.خودت کمکم کن...کاری با مخلوقاتت ندارم.بهم ثابت شد هیچ کس ... 

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 12:15 توسط بانو|

 

 

روزت مبارککک

نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 12:19 توسط بانو|

مــیخواهـــــم راحت بــــــاشـــم ...


بـــــی جــســارت و بــــی خـجــالـــت ...


در جــــــواب چــــه خـــــبرهــا ؟


چـــــشمانـــــ پر از اشکم را بــــبنـــدم و بــگویــــــم :
دلتنگیییییییییی

نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 11:45 توسط بانو|

جدی جدی از هم دور شدیم...چه راحت...فکرنمیکردم به این زودی اتفاق بیفته... 

آسون نبود اما ... 

گذشت و میگذره... 

هر جاهستی موفق و موید باشی.

نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 11:12 توسط بانو|

باید یاد میگرفتم از هر چیزی عشق نسازم...

شاید منظور باران...

"من" و "تو" نبودیم...



http://www.eshghentezar.com/imgcenter/uploads/1456735706.gif

نوشته شده در شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ساعت 22:43 توسط بانو|

نوشته شده در شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ساعت 22:38 توسط بانو|

خدایا مرا به حال خود رها نکن 

تو با من باش ، با من بمان 

تو غمخوار دل دردمند من باش

به من توانی بده تا به کسی جز تو فکر نکنم

خدایا حسرت هر آنچه را که برای من نیافریده ای از دلم بردار

مرا ببخش، ببخش که آفریده ات را از تو برتر دانستم ، به زور چیزی از تو خواستم که در تقدیر من جایش نداده بودی،.....

خدایا تو هستی، در کنار من ، شاهد درد و رنج کشیدن های من ، شاهد زیاده خواهی های من ، فراتر از لیاقتم خواستم ، هر چه گفتم تحملم کردی ، 

مرا ببخش، آن هنگام که قهرت را از من گرفتی و شاهد قهر من بودی ، باز همراه و پناه من بودی ، ...

مزه عشق را به من چشاندی و مرا از قید و بند تعلقات این دنیا رهاندی،

خدایا عزیزم را به تو می سپارم ،کمکش کن ، پناهش باش

کمکم کن ، پناهم باش ،

                                       آمین 

 

 

 

نوشته شده در شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ساعت 22:37 توسط بانو|

امروز دلم خیلی شکست...لایکاتو تو تانگو بهم نشون دادند... 

داغون شدم... 

خواستم باهات حرف بزنم...گفتم شاید بگی به تو چه...  

خیلی ناراحتم... 

 

 

<b>عکس</b> نوشته ی <b>تکست</b> های خاص و سنگین

نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 17:59 توسط بانو|

عیدت مبارک...

نگراني هايت را بتکان...

خاطراتت را 

نميگويم دور بريز

اما قاب نکن به ديوار دلت...

در جاده ي زندگي ، نگاهت که عقب عقب باشد

زمين ميخوري...

زخم برميداري...

و درد ميکشي...

نه از بي مهري کسي دلگير شو...

نه به محبت کسي دلگرم...

بخاطر آنچه که از تو گرفته شده، دلسرد مباش

تو چه ميداني؟

شايد...

روزي...

ساعتي...

ارزوي نداشتنش را ميکردي...

تنها اعتماد کن و خودت را به او بسپار..

هيچ کسانقدر قوي نيس 

که ساعت ها را برعکس نفس بکشد...

در آينه لبخند بزن...

اين همان جايي است که بايد باشي...!!

هيچکس 

براتی من

تو

نخواهد

شد

سال جديدت زيبا

نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 17:56 توسط بانو|


آخرين مطالب
» پست ثابت برای تووووو
»
»
»
»
»
»
»
»
»

Design By : behnam.com